اعتبارسنجی و بررسی گفتمانی روایت «إِذَا الْتَقَى الْمُسْلِمَانِ بِسَیْفَیْهِمَا فَالْقَاتِلُ وَ الْمَقْتُولُ فِى النَّارِ»

نوع مقاله: علمی پژوهشی

نویسندگان

1 استادیار دانشگاه علوم و معارف قرآن کریم، مشهد، ایران.

2 کارشناس ارشد تفسیر و علوم قرآن، دانشگاه علوم و معارف قرآن کریم، مشهد، ایران

چکیده

درمصادررواییاهل‌سنت از «احنف بن قیس» چنین گزارش شده است که در امر نبرد برای کمک کردن به امام علی(علیه‌‌السلام) روانه شد؛ در میانه راه، «ابوبکره» وی را از این کار منصرف نموده و دلیل خود را مبتنی بر روایت نبوی «إِذَا الْتَقَى الْمُسْلِمَانِ بِسَیْفَیْهِمَا فَالْقَاتِلُ وَ الْمَقْتُولُ فِى النَّارِ» دانست. بازنشر حدیث نبوی در ماجرای یادشده به جنگ‌های امام علی(علیه‌‌السلام) و سیره تابناک و عصمت ایشان خدشه وارد کرده است، لذا بررسیواعتبارسنجیاینروایتامری  ضروریبهنظرمى‌رسد. بررسی‌ها نشان‌ می‌دهد حدیث نبوی «مقاتله میان دو مسلمان» در مصادر اهل سنت به صورت دقیق ضبط نشده، چه اینکه حذف قید «عَلَى غَیْرِ سُنَّةٍ» سبب تعارض با آیه «وَإِنْ طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ اقْتَتَلُوا..» و نیز تعارض با روایات تأیید نبوی بر جنگ‌های امام علی(علیه‌‌السلام) و روایات «فِئَةُ الباغِیَةُ» شده است. همچنین تطبیق غیرعالمانه آن بر امیرمؤمنان از ناحیه افرادی چون ابوبکرة که تحت تأثیر فضای گفتمانی موسوم به فتنة همزمان با قتل خلیفه سوم و دوران امامت ایشان قرار گرفتند، دیده می‌شود که از این طریق می‌توانستند حدیث نبوی مذکور را بهانه عدم بیعت و عدم یاری امیرمؤمنان در جنگ‌های ایشان وانمود کنند. هم چنان‌که این نقل تحریف یافته از حدیث نبوی و بازنشر آن در دوران امامت امام علی(علیه‌‌السلام) در فضای گفتمانی بنی‎‌امیه در کنار روایات برساخته مشابه، می‌توانست سیره آن امام همام را مخدوش جلوه دهد؛ بازنشر آن در سده‌های سوم هجری به بعد به ویژه در مصادر اهل سنت جای سؤال دارد.

تازه های تحقیق

نتایج تحقیق
1.     نقل روایت از حساسیت بسیار بالایی برخوردار است که گاه حذف و یا بى‌توجهی به یک قید و عبارت ممکن است دچار تحریف و وارونه جلوه دادن برخی از حقائق گردد. مشابه روایت مذکور از صحیحین، روایتی در منابع معتبر شیعی، گزارش شده است؛ اما با قید «عَلَى غَیْرِ سُنَّةٍ» که بى‌توجهی و حذف همین قید - چه سهوا چه عمدا - سبب بدفهمی آن افراد شده است؛ زیرا با وجود این قید، قتالی بین دو مسلمان، زمانی مستحق دوزخ است که به سنت رسول خدا(صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِه) نباشد، حال آنکه قتال امام علی(علیه‌السلام) به امر رسول خدا(صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِه) و در واقع امتثال امر الهی بود.  همانطورکه ایشان همه امورات دینی و حکومتی را طبق ادله و شواهد قرآنی، روایی، تاریخی و عقلی بر پایه سیره و سنت رسول خدا(صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِه) پیش مى‌برد.
2.     سبب نزول آیه شریفه «وَإِنْ طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَیْنَهُمَا..» (حجرات: 9) که بیانگر یکی از فضائل و مناقب والای امیرالمؤمنین علی(علیه‌السلام) بوده است، در مصادر کهن اهل سنت کمتر گزارش شده است و در مقابل روایاتی نقل می‌شود که دقیقا سیمای تابناک و جایگاه و منزلت آن امام همام را وارونه جلوه می‌دهد که دقیقا همسو با تلاش‌های بنی‌امیه در محو نام و یاد آن امام همام و وارونه جلوه دادن فضائل و مناقب ایشان و منفور نشان دادن ایشان برای نسل‌های بعدی است. این جریان از روزهای آغازین حکومت معاویة پس از صلح در سال 40 هجری تا دوران خلافت عمر بن عبدالعزیز اموی استمرار یافت. در این میان نقل تحریف شده و تغییر یافته روایات نبوی تأثیر بسیاری در تعمیق این جریان اسلام‌ ستیز در میان مردم داشت. که متأسفانه ثمرات تلاش‌های بنی‌امیه در جعل، نقل و نشر این دسته از روایات گاه در مصادری چون صحاح ستة به ویژه صحیحین و سایر مسانید و مصنفات اهل سنت راه یافته است که ضرورت پیراهش این کتب را از چنین گزارش‌هایی نشان مى‌دهد.
3.     به لحاظ تحلیل فضای گفتمانی، بازنشر روایت نبوی «مقاتله میان دو مسلمان» در دوران امامت امام علی(علیه‌السلام) مى‌توانست بهانه‌ای برای افرادی باشد که به عذرهای واهی از بیعت با امام علی(علیه‌السلام) و همراهی با ایشان در جهاد با «ناکثین، قاسطین و مارقین» کناره‌گیری نموده‌اند؛ عذری که بر پایه نقلی ناقص، محرف و تغییر یافته بود. ‌چنان‌که بازنشر آن در قالب نقل احنف بن قیس و ابی‌بکره مبنی بر لزوم کناره‌گیری از امام علی(علیه‌السلام) از ناحیه محدثانی چون بخاری، مسلم، ابی داود، بیهقی و محدثان دیگر در سده‌های سوم و چهارم افزون بر انعکاس نوع نگرش گروه قاعدان، به نوعی همسو با تلاش بنی‌امیه در راستای تخریب شخصیتی امام علی(علیه‌السلام) بود و بازنشر نوع نگرش منفی به آن امام همام در میان مسلمانان بود، جریانی که در روایات متعدد دیگری از صحاح ستة نیز مشاهده مى‌شود.
4.     در گونه‌ای دیگر از نقل روایت، از واقعه جنگ جمل و صفین با اصطلاح «لَیَالِیَ الْفِتْنَةِ» یاد شده است. این احبهبگویاگوگویا این اصطلاح در دوران امامت امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) از ناحیه افرادی پی ریزی و در جامعه گسترش یافته است که از اساس به جنگ‌های حضرت تردید داشته و یا علی‌رغم بر حق دانستن آن امام همام به دلایل گوناگون دنبال عذر و بهانه‌ای بوده که از یاری حضرت سرباز زنند؛ در این میان بازنشر غیرضابطانه روایت نبوی و نسبت دادن آن به امام علی(علیه‌السلام) بهترین عذر این دو دسته از افراد بود.
5.     میراث روایی اهل سنت به دلائل گوناگون از جمله امامت‌گریزی، امامت‌ستیزی، باورمندی به مقوله عدالت صحابه، دوری از مکتب اهل بیت(علیهم‌السلام)، عدم تشخیص و تمیز روایات دقیق و صحیح از روایات ناصحیح و سقیم و جعلی، زمینه نقل و پذیرش برخی از روایات نادرست و سقیم را فراهم نمود؛ حال آنکه امامیه نسبت به اهل سنت، به دلیل بهره‌مندی از امامان معصوم(علیهم‌السلام) پس از رحلت نبوی به مراتب دست‌یابی بهتر و دقیق‌تری به سنت ناب نبوی داشته‌اند و اهل بیت غالبا با پدیده «إسناد نبوی» همیشه به نشر سنت ناب نبوی اهتمام ویژه‌ای داشته که ثمرة آن در میراث روایی امامیه نمایان است.
6.     عدم تمایل مفسران در نقل روایت مزبور در ذیل آیة شریفه ««وَإِنْ طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ اقْتَتَلُوا ..»، حکایت از بى‌اعتباری و بى‌ارزشی آن، نزد ایشان دارد. این امر مى‌تواند به دلیل تعارض روایت با آیة مذکور و شأن نزول آن، تعارض با روایات «فِئَةُ الباغِیَةُ» در نبرد صفین و گروه ظالم در نبرد جمل و نیز تعارض با منزلت شناخته شدة امام علی(علیه‌السلام) در نزد مفسران اهل سنت باشد. چه بسا بخاری و سایر محدثان اهل سنت صرفا ناقل این روایت بوده‌اند و ابدا روایت احنف بن قیس بیانگر اعتقاد اهل سنت بر دوزخی بودن دو طرف درگیر در جنگ‌های پس از قتل خلیفه سوم در دوران امامت امام علی(علیه‌السلام) نیست؛ نهایتا محدثان اهل سنت اینگونه روایات را ناظر به خودداری از نبرد در فتنه و تفرقه دانسته‌اند. لیکن عوامل متعددی چون تأیید جنگ‌های امیرمؤمنان از ناحیه رسول خدا(صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِه)، خروج نابحق ناکثین، قاسطین و مارقین بر امام علی(علیه‌السلام) که خروج ظالمانه و باغیانه به شمار می‌رفت؛ همچنان‌که در روایات مشهور نبوی قتال باغیانه گروه‌های مذکور با آن امام همام پیش‌بینی شده بود و نیز تعارض با آیة «نبرد میان دو طائفه مسلمان»، اقتضاء می‌کرد که محدثان در نقل این حدیث نبوی و بازنشر آن از ناحیه افرادی چون ابوبکره و ابوموسی اشعری دقت بیشتری می‌داشتند که عهده‌دار بازنشر خطای بزرگ افرادی چون ابوبکره و ابوموسی اشعری در تطبیق حدیث نبوی تغییر یافته بر امیرمؤمنان علی(علیه‌السلام) نباشند که موهن سیره، شخصیت و عصمت آن امام همام نباشد.

کلیدواژه‌ها

موضوعات

عنوان مقاله [English]

Validation of the Narration “When the Muslims meet their Swords, the Murderer and the Dead are in the Fire"

نویسندگان [English]

  • Mohsen Deymekar Garab 1
  • Zahra Khorasani 2

1 Assistant Professor of Quran University of Science and Education, Mashhad, Iran

2 Master of Quran Interpretation and Sciences, University of Holy Quran Sciences and Education, Mashhad, Iran

چکیده [English]

In the sources of Ahl al-Sunnah narration, it is narrated from "Ahnaf ibn Qays" that he was going to help "Imam Ali (as)" in the battle, in the middle of the way, "Abu Bakrah" dissuaded him from doing so and based his reason on the Prophetic narration (hadith) said, " When the Muslims meet their swords, then the murderer and the dead one in the fire.” The republishing of the Prophetic narration in the mentioned incident has damaged the wars of Imam Ali (as) and the radiant manners and infallibility of this Great Imam, so it seems necessary to examine and validate this narration. Studies show that the prophetic narration of the conflict between two Muslims in Sunni sources has not been accurately recorded, because the omission of the provision "on non-tradition of Prophet (‘ala qayr al-sunnah)" - intentionally or inadvertently - causes a conflict with the verse "Whenever two factions of believers fall out with one another", its cause of the descent ('asbab al-nozul), and the conflict with the prophetic narrations that has been confirmed by the wars of Imam Ali (AS) and the narrations of "aggressor army (Fe’at Baqiah)". Also, its unscientific application to Amir al-Mu'minin by people such as Abu Bakrah, who were influenced by the discourse space called Fitnah (sedition) at the same time as the assassination of the third caliph and his Imamate, can be seen as an excuse for not believing in Amir al-Mu'minin. In this way, they could pretend that the above-mentioned prophetic narration was an excuse for the non-allegiance and lack of help of the Amir al-Mu'minin in their wars. Also, this distorted narration from the prophetic narration and its republishing during the Imamate of Imam Ali (as) in the discourse space of Bani Umayya along with similar narrations could have distorted the manners of that Great Imam, that republishing of this narration in the third centuries (AH) and after that especially in Sunni sources is questionable.

کلیدواژه‌ها [English]

  • narrations of battle between two Muslims
  • aggressor army (fe'at baqiah)
  • Discourse Analysis
  • criticism of document and content
  • falsification of hadith
قرآن کریم.

نهج البلاغه(1414)،  محقق: صبحی صالح،‏ قم: هجرت.

ابن ‏أثیر، الشیبانی الجزری(1415)، أسد الغابة فی معرفة الصحابة، بیروت: دار الکتب العلمیة.

ابن ‏‏أثیر، الشیبانی الجزری(1417)، الکامل فی التاریخ، بیروت: دار الکتاب العربی.

ابن‏ أثیر، الشیبانی الجزری (1392)، جامع الأصول فی أحادیث الرسول، بیروت: دار الفکر

ابن ‏أعرابی، أبو سعید(1418)، معجم ابن‏الأعرابی، عربستان سعودی: دار ابن‏الجوزی.

ابن الملقن، سراج الدین(1429)، التوضیح لشرح الجامع الصحیح، دمشق: دارالنوادر.

ابن ‏بابویه، محمد بن على(1395)، کمال الدین و تمام النعمة، تهران‏: اسلامیه.

ابن ‏بابویه، محمد بن على(1362)، الخصال، قم: جامعه مدرسین.

ابن ‏بابویه، محمد بن على(1376)، الأمالی، تهران‏: کتابچى.

ابن‏ بابویه، محمد بن على(1385)، علل الشرائع، قم‏:‏ کتاب فروشى داورى.

ابن ‏تیمیة حرانی، احمد بن عبد الحلیم(1406)، منهاج السنة النبویة، بیروت: مؤسسة قرطبة.

ابن‏ حبان، محمد(1414)، صحیح ابن‏حبان، بیروت: مؤسسة الرسالة. ‏

ابن ‏حجر، أحمد بن علی (1415)، الإصابة فی تمییز الصحابة، بیروت: دار الکتب العلمیة.

ابن‏ حجر، أحمد بن علی (1379)، فتح الباری شرح صحیح البخاری، بیروت: دار المعرفة.

ابن ‏حجر، أحمد بن علی (1404)، تهذیب التهذیب، بیروت: دار الفکر.

ابن ‏خلدون، أبو زید (1408)، المبتدأ و الخبر فی تاریخ العرب والبربر ومن عاصرهم من ذوی الشأن الأکبر، بیروت: دار الفکر.

ابن‏ سالم، أبو الربیع(1420)، لاکتفاء بما تضمنه من مغازی رسول الله و الثلاثة الخلفاء، بیروت: دار الکتب العلمیة.

ابن‏ سعد، أبو عبدالله محمد(1968)، الطبقات الکبرى، بیروت: دار صادر.

ابن ‏شهر آشوب مازندرانى، محمد بن على(1379)، مناقب آل أبی طالب علیهم السلام، قم‏: علامه.‏

ابن‏ طاووس، على بن موسى(1409)، إقبال الأعمال، تهران‏: دار الکتب الإسلامیه‏.

ابن ‏عبدالبر، أبوعمر (1412)، الاستیعاب فی معرفة الأصحاب، بیروت: دار الجیل.

ابن ‏عساکر، أبوالقاسم(1415)، تاریخ دمشق، بیروت: دار الفکر.

ابن ‏فتوح، محمد(1423)، الجمع بین الصحیحین البخاری ومسلم، بیروت: دار النشر.

ابن ‏قتیبة، أبومحمد(1418)، الإمامة والسیاسة، بیروت: دار الکتب العلمیة.

ابن ‏کثیر، أبوالفداء(1418)، البدایة و النهایة، بیروت: دار هجر للطباعة.

ابن‏ مشهدى، محمد بن جعفر(1419)، المزار الکبیر، قم‏: دفتر انتشارات اسلامى.

ابن ‏ماجة، أبو عبدالله(1430)، سنن ابن‏ماجه، بیروت: دار الرسالة العالمیة.

أبو المعاطی نوری، أبی الفضل(بی‌تا)، المسند الجامع المعلل، بیروت: دار العلم.

أبویعلى، أحمد بن‌علی(1404)، مسند أبی یعلى الموصلی، دمشق: دار المأمون للتراث.

أبی داود، سجستانی(1430)، سنن أبی داود، بیروت: دار الرسالة العالمیة.

أحمد بن حنبل، أبو عبدالله(1420)، مسند الإمام أحمد بن حنبل، بی‌جا، مؤسسة الرسالة.

اربلى، على بن عیسى‏(1381)، کشف الغمة فی معرفة الأئمة، تبریز: بنى هاشمى.

إسکافی، أبی جعفر(1402)، المعیار والموازنة، بیروت: دار العلم.

بحرانى، سید هاشم بن سلیمان(1415)، البرهان فی تفسیر القرآن‏، قم: موسسة البعثة.

بخاری، محمد بن إسماعیل(1407)، الجامع الصحیح المختصر، بیروت: دار ابن‏کثیر.

بخاری، محمد بن إسماعیل(بی‌تا)، صحیح البخارى، بیروت: دار المکتبة.

بزار، أحمد بن‌عمرو(1409)، مسند البزار (البحر الزخار)، بیروت: مؤسسة علوم القرآن.

بَلَاذُری، أحمد بن یحیى(1417)، جمل من أنساب الأشراف، بیروت: دار الفکر.

بیهقی، أحمد بن الحسین(1408)، دلائل النبوة، بى‌جا: دار الکتب العلمیة.

بیهقی، أحمد بن الحسین(1344)، السنن الکبرى وفی ذیله الجوهر النقی، هند: مجلس دائرة المعارف النظامیة الکائنة.

ترمذی، محمد بن عیسى(بی‌تا)، الجامع الصحیح سنن الترمذی، بیروت: دار إحیاء التراث العربی.

ثعلبى، احمد بن محمد(1422)، الکشف و البیان، بیروت: دار إحیاء التراث العربی.

حاکم نیشابوری، أبو عبد الله(1411)، المستدرک على الصحیحین، بیروت: دار الکتب العلمیة.

حر عاملى، محمد بن حسن(1409)، وسائل الشیعة، قم: مؤسسة آل البیت.‏

حر عاملى، محمد بن حسن‏(1425)، إثبات الهداة بالنصوص و المعجزات‏، بیروت‏: اعلمى.‏

حسین عطوان(1380)، مرجئه و جهمیه در خراسان عصر اموی، ترجمه: حمید رضا آژیر، مشهد: آستان قدس رضوی.

حلى، حسن بن یوسف(1982)، نهج الحق و کشف الصدق، بیروت: دار الکتاب اللبنانی طبرانى.

حموی، یاقوت بن عبد الله(بی‌تا)، معجم البلدان، بیروت: دار الفکر.

حویزى، على بن جمعه(1415)، تفسیر نور الثقلین، قم: اسماعیلیان.

ذهبى، محمد بن أحمد(1419)، تذکرة الحفاظ، بیروت: دار الکتب العلمیة.

ذهبى، محمد بن أحمد(بی‌تا)، سیر أعلام النبلاء، بی‌جا، مؤسسة الرسالة.

سیوطى، عبدالرحمن(1404)، الدر المنثور فى التفسیر بالماثور، قم‏: کتابخانه عمومى حضرت آیت الله مرعشى نجفى.

صفی الدین، أحمد بن عبد الله(1416)، خلاصة تذهیب تهذیب الکمال فی أسماء الرجال، بیروت: مکتب المطبوعات الإسلامیة.

طباطبایى، محمدحسین(1390)، المیزان فی تفسیر القرآن‏، بیروت: مؤسسة الأعلمی للمطبوعات.

طبرانى، سلیمان بن احمد(2008)، تفسیر القرآن العظیم (الطبرانى)، اردن: دار الکتاب الثقافی.

طبرانی، سلیمان بن أحمد(1404)، المعجم الکبیر، موصل: مکتبة العلوم والحکم.

طبری، محمد بن جریر (1407)، تاریخ الأمم والملوک، بیروت: دار الکتب العلمیة.

طوسى، محمد بن الحسن(1407)، تهذیب الأحکام، تهران: دار الکتب الإسلامیه.

طوسى، محمد بن الحسن(1414)، الأمالی (للطوسی)، قم‏: دار الثقافة.

عبدالجبار، صهیب(2014)، الجامع الصحیح للسنن والمسانید، بیروت: دار الاسلام.

عبدالرزاق، أبوبکر(1403)، مصنف عبد الرزاق، بیروت: المکتب الإسلامی.

عینی، بدرالدین(بی‌تا)، عمدة القاری شرح صحیح البخاری؛ بیروت: دار إحیاء التراث العربی.

فیض کاشانى، محمد محسن(1406)، الوافی، ‏اصفهان: کتابخانه امام أمیرالمؤمنین على(ع).

قسطلانی، أحمد بن محمد(1323)، إرشاد الساری لشرح صحیح البخاری، مصر: مطبعة الکبرى الأمیریة.

قندوزی حنفی، سلیمان بن ابراهیم(1416)، ینابیع المودة لذوی القربى، بیروت: دارالاسوة للطباعة.

کلینى، محمد بن یعقوب(1407)، الکافی، تهران: دار الکتب الإسلامیة.‏

متقی هندی، علی بن حسام(1989)، کنز العمال، بیروت: مؤسسة الرسالة.

مجلسى، محمد باقر(1403)، بحار الأنوار، بیروت: دار إحیاء التراث العربی.‏

مجلسى، محمد باقر(1406)، ملاذ الأخیار فی فهم تهذیب الأخبار، قم‏: کتابخانه آیه الله مرعشی نجفی.

مزی، یوسف بن الزکی(1400)، تهذیب الکمال، بیروت: مؤسسة الرسالة.‏

مسلم نیشابوری، مسلم بن الحجاج(بی‌تا)، صحیح مسلم، بیروت: دار إحیاء التراث العربی.

مفید، محمد بن محمد (بی‌تا)، أوائل المقالات فی المذاهب والمختارات، بیروت: دار المکتبة.

مفید، محمد بن محمد(1413)، الإرشاد فی معرفة حجج الله على العباد، قم: کنگره شیخ مفید.

مقاتل بن سلیمان(1423)، تفسیر مقاتل بن سلیمان، بیروت: دار إحیاء التراث العربی.

نسائی، أبو عبد الرحمن أحمد بن شعیب(1421)، السنن الکبرى، بیروت: مؤسسة الرسالة.

هیثمی، نورالدین(1412)، مجمع الزوائد ومنبع الفوائد، بیروت: دار الفکر.

یعقوبى‏، احمد بن أبى یعقوب(بى‌تا)، تاریخ الیعقوبى، بیروت: دار صادر.


دوره 14، شماره 1 - شماره پیاپی 27
پاییز و زمستان 1399
صفحه 27-51
  • تاریخ دریافت: 14 فروردین 1398
  • تاریخ بازنگری: 25 اردیبهشت 1399
  • تاریخ پذیرش: 01 شهریور 1399